تبليغاتX
وزوان، VAZVAN, vazvan
سلام

امروز هم رفت. کاش این طور بار آمده بودم که بگویم یک فردای نو در پیش است.

به هر حال. انتخابات هم آمد و رفت. با آرزوهای بسیار خوب برای کشورم و مردم مهربانش امیدوارم که نتیجه آن به نفع مردم باشد.

عصر بود. هوا به نظرم کمی تب داشت، شاید هم گرد و خاک باد سرگردان باعث شده بود که من آنگونه تصور کنم. ضرباهنگ گامهایم و چشمهایم به این سو و آن سو می رفتند.

در زیر چادر پشت یک وانت سفید یا شاید سفید، پیرمرد که الان دیگر باید احترامی داشته باشد نشسته بود با یکی دیگه. دستهای بزرگ و سفنه بسته اش اصلا به جثه نحیفش نمی آمد ولی آنها به اندازه هفت تا سن پیرمرد تلاش کرده بودند. لیوان بستنی انگار خجالت زده از هیبت دستها در لابلای دستهای پیرمرد فشرده بود. اصلا چرا پیرمرد؟ کمی خاک و خیلی چروک بر روی صورت از آفتاب. واقعا اینها بودند که من فکر کردم او پیرمرد است. نه او پیرمرد نبود. فقط نگاه پیری داشت. نگاهی که نمی دانم چطور این وزنش را دیگران حس نمی کردند. او خود را خلاصه کرده بود. خلاصه در کار و تلاش. حالا هم که یکی شاید از سر شنگولی یا اربابی او را یک چکه بستنی مهمان کرده بود. آن هم پشت یک وانت.

به خوبی می شد از آن دستها فهمید که رغبتی به خوراندن ندارند. اصلا نه اینکه دستها نا توان باشند. او میلی به خوردن نداشت.

چند سال دیگر هم خواهد آمد.

راستی در این قسمت از زندگی که اینگونه با تلاش و محنت گذشته است اگر فرزندانش به جای "کیک و نوشابه"* به دست بوسی و تلاش سپری شود جبران می شود؟

* از خوراکیهای لذت بخش کودکی!

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:56 توسط علی توانا |

سلام

استان اصفهان متاثر از سفر رییس جمهوری به آنجاست. ایشان که به گلپایگان رفتند و شاهین شهر. آیا به وزوان می روند؟ من که نمی دانم. با خود می اندیشم اگر ایشان به آنجا رفت مردم از او چه خواهند خواست. شاید مسولین استان یادشان بیاید جوانانی هم آنجا هستند که برای اشتغال ناچارند جلای وطن کنند. مهمترین دغدغه مردم منطقه ما نبود یا کمبود فرصتهای شغلی است. که بهترین گزینه توسعه فعالیتهای کشاورزی و دامپروری است. زمانی همه ما از آمدن کارخانه آهکان خوشحال شدیم. ولی شاید هنوز بسیاری نفهمیده باشند که آن کارخانه نفع چندانی نداشت. همانگونه که با خط درشت کنار جاده نوشته شده است بار برای تمام نقاط موجود است. پودرهای میکرونیزه ( اندازه ذرات ریز) این کارخانه برای هر صنعت کوچک و بزرگی با خلوص بالایی که این کارخانه دارد مشتری فراوانی دارد. ولی خوب بهره ای که برای اهالی داشته شاید همان داستان داوود قصه پست قبلی بود. البته قضاوت در این باره بهتر است با مسولین باشد. ولی در کل هر صنعتی که سرمایه گذار حاضر باشد در منطقه ما ایجاد کند حداکثر نیرویی که می تواند به کار گیرد ۲۰ یا ۳۰ نفر خواهد بود و البته اتفاقاتی که به پیکره محیط زیست منطقه وارد خواهد کرد بسیار زیانبار خواهد بود. منطقه ما استعداد فراوانی در برخی زمینه ها دارد که اگر بزرگان آن بیندیشند خواهند توانست رونق فراوانی را در آن ایجاد کنند. به امید آن روز. سفر آقای رییس جمهور را منشا اثرات مثبت و مفید می دانم و به این امید که به وزوان هم بیایند و به این امید که مسولین آنجا بتوانند ورزشگاه را سر و سامانی دهند. جاده ها را مناسب تر کنند و امکانات فرهنگی بیاورند و برای اشتغال جوانانش هم فکری بکنند.

دوست خوبم آقای وطن خواه هم مطلبی راجع به وزوان را منتشر کرده اند.

کم کم شعر سهراب هم دارد باز خواندنی می شود.

ظهر تابستان است، سایه ها می دانند که چه تابستانیست.

همچنان بهاری باشید.

+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:52 توسط علی توانا |