متاسفم از اینهمه دیر نوشتن.
و متاسفم از گرفتاریهایی که ظاهرا برای برخی از دوستانم در بخش بوجود آمده است.
با هزاران آرزوی خوب برای مردم گندمگون منطقه ام که این روزها روی در زردی گندمها دارند. تا به حال شنیده اید که آب مایه حیات است. این مایه حیات دارای خواصی عجیب است. مثلا ان را در رادیاتور ماشین می ریزند نه به خاطر ارزانی آن بلکه به خاطر آنکه بهتر از آن نیست. اگر اقیانوسها نبودند امکان حیات در زمین نبود. طب همیو پتی به نظر تا انجا که من فهمیده ام مبتنی بر خواص آب است و هزاران روایت مختلف از زندگی. با بالا رفتن سن تمایل به نوشیدن آب کم می شود و این در حالیست که در منطقه ما به جای آب بیشتر از چای استفاده می شود که مطلقا همه خواص شیمیایی آب را ندارد. نوشیدن چندین لیوان آب در روز باعث ایجاد نشاط و سلامت پوست و خوب فکر کردن می شود. حتی خوردن آب به هنگام سرما خوردن باعث از بین بردن عوامل بیماری می شود. به هر حال از من به شما نصیحت در این تابستان هر جا که رفتید در بیرون از خانه ظرف آب خود را به همراه داشته باشید.
آب منطقه ما قبل از لوله کشی آب کوهرنگ هم آب مناسبی برای نوشیدن بود با سختی حدود ۳۰۰ البته کمی شور بود به طوریکه اگر کسی مدتی از آب معدنی استفاده می کرد شوری آن را حس می کرد.
وای خدایا هر چه فکر می کنم اسم آن کسی که با لندرور شهرداری مسول کلر زنی به آب بود را یادم نمی آید. وای یعنی تا چند سال حداکثر ما در اذهان باقی خواهیم ماند!
آب کشاورزی وزوان هم عمده اش از قنات است . قناتی که سال ۱۳۷۲ جزء آثار ملی کشور ثبت شده است. یکی از منحصر به فرد ترین قناتهای دنیا با دارا بودن مخزنی زیرزمینی. رشته چاههای این قنات از میمه می گذرد و برخی مردم میمه در مسیر قنات با حفر چاههایی احتمالا غیر مجاز باعث تاثیر در آب خروجی قنات شده اند.
دانسیته ما آدمها تا قبل از آنکه بترسیم و خودمان را از ترس منقبض کنیم کمتر از آب است و این دلیل کافی است برای غرق نشدن. من بچه که بودم داخل آب "سر او چر" که مظهر قنات بود فرو می رفتم و چند ثانیه طول می کشید و از داخل آب به بیرون پرتاب می شدم.
قنات دیگر "قنات نوه" هم قناتی بود ظاهرا جدید که عمرا خروجی آب آن به پای قنات وزوان برسد. در گذشته از آب این قنات برای شستن و غسل مردگان استفاده می شد. آن زمان اگر صابون شستن مرده ای را آب می برد بر این اعتقاد بودند که میت ادم کار درستی است. و احتمالا در زمان زنده بودن کفش جلو پایش می چرخیده است. من تصویر مبهمی از سیدی محترم به یاد دارم به نام "آقا طالب" کاش روزی یکی به من بگوید فرزندان این سید الان چه کسانی هستند.
آب دیگری هم هست: "استار"= استخر. این آب در کنار جاده سید حاجی (س) قرار دارد. به واسطه بالا بودن سطح آب زیر زمینی منطقه دهنو و نیاله و مرغزار چشمه های فراوانی در آنجا می جوشد. از قبل این چشمه ها هم یک مرداب شکلی پر از نی هم اندک آبی دارد برای آبیاری نیاله و اطراف آن. منتها قبل از استفاده از آن آب آنرا بند می کنند. آب دیگری هم هست: آب ویرو این آب هم از چند چشمه می جوشد. دختران دهنو معتقدند که از این چشمه ها بارها افعی شاخداری بیرون آمده است. این داستان را وقتی مادر شدند با آب و تاب برای فرزندانشان تعریف می کنند. تصور کنید چشمهای از حدقه به در آمده در اتاق نیمه تاریک را که به دهانی دوخته شده است. مردم منطقه ما بر این باورند که وقتی از مار در مجلسی اسم برده شد ۴۰ بار نامش گفته می شود. این یکی را هم ببینید آب نیاله.
آب جای دیگری هم هست ۳۰۰ متر زیر زمین در هفت هشت مزرعه که به اسم چاه معرفند. از چاه مظلوم گرفته تا چاه تهرونیا.
خنده دار ترین مطلبی هم که امروز شنیدم در مورد آب بود. اخبار ساعت ۸ رادیو گفت دانشمندان ژاپنی خودروی ساخته اند که به جای بنزین از آب استفاده می کند.
سر بلند باشید و پایدار
بزودی می نویسم