ما چاره ای جز پیشرفت نداریم. و این ممکن نخواهد شد مگر با جد و جهد. و در این رهگذر هم صد البته که گاهی با دوستانمان دو فنجان چای دوستی بنوشیم ولو از پشت مونیتور. زیباییهای زیادیست ولی گاه خوب دیده نمی شوند.
در فرهنگ پیران ما همیشه در کنار نان، چای هم هست. " نون چایی" حتما می بایست چای باشد. حالا اگر نان هم نبود که نبود. بودند بسیاری که تنها صبح یک استکان چای می خوردند و می رفتند برای بیل زدن تا شاید ظهر فقط پاره ای نان بخورند آنهم از جو. ولی چای دماغ پرور کمتر می شد که حذف شود.
الان من هم از خوابگاه به این طرف بسیار چای می خورم و آن را نه برای اینکه خورده باشم که برای اینکه مثلا انتها و ابتدای کاری برایم مشخص شود و یا اینکه چند لحظه از فشار کار و فکر به جرعه های آن پناه برم. به این فکر نکرده بودم که چای را می شود بهانه ای کرد برای دیدن دوستی یا کسی که دوستش داری. من لحظه هرت کشیدن ک جرعه چای توسط عزیزانم را بهترین لحظات این خلوت داغ می دانم. کاش می شد برخی از لحظات را فیکس کرد. کاش باز ماجراهای آن کرمهای دندان و کم قند خوردن باز برایم گفته می شد و باز یواشکی دوتا دوتا قند خورد.
آن سفره قند گرد که من دلیل گرد بودنش را نفهمیدم و خاک قند و حلوا و عزیزانمان. آن خواهر مهربان چای آور و لیوانها که کنار تلویزیون به جا می ماندند.
شما هم موافقید کاش برخی از آنها را می شد فیکس کرد؟
زندگی چقدر زیباست نه؟
ما چاره ای جز پیشرفت نداریم. و این ممکن نخواهد شد مگر با جد و جهد. و در این رهگذر هم صد البته که گاهی با دوستانمان دو فنجان چای دوستی بنوشیم ولو از پشت مونیتور. زیباییهای زیادیست ولی گاه خوب دیده نمی شوند.
مستم کن و از هر دو جهانم برهان
با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان
این دو بیتی یکی از دوبیتی های زیبای مولویست. گفتم همه جا که صحبت از مولوی است. من هم از قافله عقب نمانم. بعضی از دوبیتیهای مولوی را شهرام ناظری خوانده است. در آلبوم یادگار دوست.
مثنوی با آن عظمتش و زیبایش را دوست ادیبی دارم که مدعیست مولوی آنها را فی المجلس در مجلس وعظ می گفته است!.
اینها گنجهایی هستند که هم در ظاهر و هم در معنا زیبایند و دوصد البته میراث مایند. (گفتم دوصد که "سیصد" نگفته باشم!!)
پائلو کویلو نویسنده برزیلی با کتاب کیمیاگر نویسنده معروف جهانی شد. خود او اقرار به این دارد که داستانش وامدار یک داستان ایرانیست. من آن داستان را از مثنوی خوانده ام.
همه ساله ظاهراْ زیباترین کلمه شاید از نظر آوایی و معنایی به عنوان زیباترین کلمه انتخاب می شود. راستی! در زبان مردم منطقه ما چقدر کلمه زیبا وجود دارد با تلفظ منحصر به فردش. مثلا
بیرینچه
پاتلجه
ولزگوا (در گویش میمه یعنی آدم لا ابالی و شلخته)(البته با اجازه)
کاش شما هم کلمه هایی که از نظرتان زیباست را می گفتید. کاش می شد به آنها رای داد و میشد کلمه ای را برگزید به عنوان مثلا زیباترن کلمه.
موافقید؟
یک ماه از پائیز گذشت و ۵ روز هم بیشتر. الان آنقدر هوا سرد شده که پشت موتور بایستی کز کرد. در این بی بنزینی هم باز صدای موتور طنین انداز صبحگاه کوچه هاست.
بیشتر عادات مردم ما ریشه در کشاورزی و دامپروری دارد. پاییز هم از این امر مستثنی نیست. می خواهم برایتان از عادات فصلی مردم منطقه تا آنجا که بتوانم بنویسم.
همیشه برایم پاییز مصادف بود با شروع مدرسه ولی شروع پاییز یک هفته نمی شد که خیلیها به مسافرت می رفتند. در جمعه اول پاییز و جمعه بعد از آن هم بازار رفتن به مشهد قالی گرم بود. مشهد اردهال یا مشهد قالی که حدود ۹۰ تا ۱۰۰ کیلومتر از وزوان فاصله دارد. در این دو جمعه مراسمی برپاست به نام قالیشویان. مردم منطقه ما در یکی از این دو جمعه به آنجا می رفتند که هم به زیارت امامزاده سلطان علی (ع) رفته باشند و هم این مراسم را ببینند. موقع برگشت هم انار آنجاست که سر از خانه های منطقه ما درمی آورد.
مسافرت دیگری که در پاییز باز اتفاق می افتد رفتن به بادرود است و زیارت آقا علی عباس. در راه بازگشت از آنجا هم که انارهای نطنز و اطراف آن از جمله سوغاتهاست.
از نظر فرهنگی و گویشی مردم منطقه ما و بادرود شبیه همند این شباهت تا نزدیکیهای کاشان پیش می رود. در حالیکه مردم اردهال و نراق و راوند خوی فرهنگی شبیه به هم دارند که با مردم منطقه ما متفاوت است.
در این فصل تتمه انگورها هم چیده می شود. چند روزی شاید برای این کار وقت لازم باشد. انگورها چیده شده مقدار کمی شان سرکه می شوند و بقیه پخته می شوند تا شیره شوند.
انگورها شسته می شوند. بعد به داخل یک کیسه ریخته می شوند. در کیسه بسته شده و با پا انگورها له می شوند. شیره انگور از آن خارج می شود. به شیوه ای این شیره جمع می شود. شیره جمع شده داخل یک ظرف بزرگ حرارت داده می شود. تا به غلظتی خاص برسد. بعد شعله آنرا خاموش می کنند. و داخل این شیره نوعی خاک ریخته می شود. (به شیره خاک داده میشود). این خاک دادن باعث زلال شدن شیره می شود. این خاک لردها و جرمهای داخل شیره را به خود گرفته و ته نشین می شود. بعد از ته نشین شدن خاک شیره را جدا می کنند. به داخل شیره کدوی خرد شده یا به خرد شده هم اضافه می کنند که نتیجه کار شبیه مربا می شود. و الا خود شیره هم طرفداران خاص خود را دارد. در زمستان این شیره در ثر سردی هوا کاملا جامد می شود. شیره و کره یا روغن حیوانی (=رون پاک) از جمله صبحانه های اصلی مردم منطقه ما بوده است مخصوصا در فصل زمستان.
شیرین کام باشید.